بهش گفتم از پشت خنجر زدی ، گفت اشتباه می کنی من صلاحت رو خواستم ، گفتم صلاح من رو تو تشخیص دادی ؟ گفت باور کن این کار عاقبت نداشت ، گوشی رو قطع کردم و توی صندلی فرو رفتم ، از نظر من رفاقت یه قداستی داره فارغ از جنسیت و سن و سال ، رفاقت فراز و نشیب داره ولی نباید به بن بست برسه ولی ایندفعه انگار به بن بست رسیده بود شاهین یکی از دوستای قدیمی بود که توی کاری باهم شریک شده بودیم ، از اول من راضی نبودم ، نمی خواستم بخاطر مسائل مالی یکی از دوستای قدیمی رو از دست بدم ، به اصرار اون یه کاری رو شروع کردیم ، سرمایه از من و کار از اون ، حالا که کسب و کار رونق گرفته بود شاهین می خواست منو دک کنه و با یه خانمی که چند وقته آشنا شده کار رو ادامه بده ، یه روز که رفته بودم کافه اونجا دیدمش ، وقتی معرفیش کرد متوجه رابطه شون شدم ، نگاه شاهین رو می شناختم ، قبلا هم این نگاه رو دیده بودم ولی فکر کردم این دفعه مثل همیشه بعد از چند وقت از سرش می افته ولی انگار ایندفعه فرق می کرد تا جایی پیش رفته که رفیق قدیمش رو هم داشت برای همیشه از دست میداد.بعضی از شب ها خواب دوست های قدیمی رو میبینم فرداش می دونم که باید تماسی بگیرم و حالی بپرسم ، بعضی هام که درست جواب نمیدن متوجه میشم که دیگه کار از کار گذشته و خوابم درست بوده و عمر رفاقت به پایان رسیده ، این یکی از کابوس های منه ، به انتها رسیدن عمر رفاقت ، همیشه دوست داشتم رفیق هام رو به هر قیمتی نگه دارم حتی در دورترین حالت رفاقت یعنی یه احوال پرسی ساده در فواصل زمانی حتی طولانی ولی بعضی وقتها فاصله ها زیاد میشه و دیر.چند وقت پیش هم خواب شاهین رو دیدم ، توی خواب ازم پرسید چرا آب دریا شوره ؟ از خواب که بیدار شدم بهش زنگ زدم ، اونجا بهم گفت که کل سرمایه ای ک یادگارخودم...
ما را در سایت یادگارخودم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1402 ساعت: 13:12